ما
در خانه ده نفر بودیم و یک تخت !
به
خاطر همین
هر
کس شب زودتر به خانه می رسید
خواب
های بهتری می دید .
ما
به اندازه ی یک نفر غذا داشتیم
یک
لباس و یک پتو
در
خانه ی ما همیشه یک نفر زندگی می کرد
و
بقیه
تماشا
می کردند !!!
***
ناگهان
آرام
و بی صدا
دست
بر چشمانت می گذارد
و
مثل همیشه
پیش
از آنکه نامش را حدس بزنی
بازی
تمام می شود !
***
خرس
های قطبی در استخرها
روباه
های قطبی در مرغ فروشی ها
پنگوئن
ها در جوی ها
گلسنگ
های قطبی در گلدان ها
و
این هم ماموت ها
در
خیابان های مبهوت شهر !
بی
تو باید عصر جدید یخبندان را جدی بگیریم !
***
می
دانستم که تو می آیی
از
دوردست ها
سوار
بر اسب نقره ای
که
یال بلندش نسیم را خوشبو می کند.
تو
آمدی
نه
از دوردست ها
نه
با اسب
سوار
بر دوچرخه ای معمولی
از
خیابانی که هر روز از آن می گذرم !
***
مرگ
بامزه
تر از این حرف هاست !
یک
روز
روی
یکی از همین مین های خنثی نشده
از
خنده می ترکم !!!
***
خداحافظی
همیشه
بستن
پنجره نیست
لب
های تو از هم
باز
نمی شوند ...
|